در نگاه من، امور اداری و اجرایی صرفاً جابهجایی نامهها و پیگیری اسناد نیست؛ بلکه «ایجاد جریان حیات» در رگهای یک پروژه است. من مأموریت خود را در این جمله خلاصه کردهام: «یا راهی خواهم ساخت، یا راهی خواهم یافت». باور دارم که در مسیر پیچیده پروژههای عمرانی، از تأمین سوخت و انرژی تا نهایی کردن صورتوضعیتها در پیچوخم ادارات، بنبستی وجود ندارد. وظیفه من این است که با صبوری و مداومت، گرههای اداری را باز کنم تا چرخهای پروژه بدون وقفه بچرخند و زحمات تیم فنی به ثمر بنشیند.
شخصیت کاری من در «تعهدِ سکوت» و «پیگیری تا حصول نتیجه» معنا پیدا میکند و ترجیح میدهم به جای گزارش از سختیهای راه، خبرِ «انجام شدن کار» را به روی میز بیاورم. من خود را تنها یک کارمند نمیبینم، بلکه نگهبان منافع و اعتبار سازمان در تمامی تعاملات اداری و بانکی هستم.
داستان رشد و روحیه من در فضای حرفهای، شباهت عجیبی به علاقه قلبیام یعنی «کوهنوردی» دارد. در کوه، مسیرهای سخت، شیبهای تند و کمبود اکسیژن وجود دارد، اما هدفِ صعود، اجازه خستگی نمیدهد. مسیرهای اداری و پیگیریهای طاقتفرسا برای من حکم همان صعود را دارند؛ جایی که باید با ارادهای پولادین گام برداشت و تا رسیدن به قله (که همان واریز وجه به حساب شرکت یا تأمین سوخت پروژه است) متوقف نشد. من همیشه آمادهام تا برای سربلندی شرکت، سختترین مسیرها را با گامهایی استوار طی کنم.
دیدگاه خود را بنویسید